من و خودم و روراستی:
من آدم باهوشی حساب میشم ولی باور ندارم که از هوشم هیچوقت درست استفاده کردم. هر چیزی که تو زندگی به دست آوردم رو حس میکنم با کلک و گول زدن اطرافیانم به دست آوردم...
اوایلی که اومده بودم آمریکا بهم میگفتن که چقدر زبانت خوبه! و من هیچ وقت درست و حسابی کلاس زبان نرفته بودم و میدونستم زبان من خوب نیست، صرفا دارم با کپی کردن دیالوگهایی که تو فیلمها شنیدم شما رو گول میزنم
بعد از هر پیپری که نوشتیم و سابمیت کردیم هم حسم همین بود. اینکه من کاری نکردم فقط تونستم با وانمود کردن اطرافیانم رو گول بزنم و نشون بدم یه چیزایی از اونا کار منه ولی در واقع بیشتر حرفهای خودشون رو برگردونده بودم به خودشون
به قول سوریلند در بهترین حالت یه دستگاه زیراکس هوشمند باشم.
دیالوگ
طرز فکر
روابط انسانی
همهشون کپی شده هستند و فکر میکنم مجموعهای از وصلهپینههام... وصلهپینههایی که الزاما به حال و هوای زندگی من نمیخورند و برای همین باعث شدن چیزای زیادی رو تو زندگیم از دست بدم. زندگی من هیچ وقت شبیه فیلم و داستان نبوده که دیالوگهاش از فیلم و داستان در بیاد. چی با خودم فکر کردم؟
برچسب:
نویسنده: پویان پورحسین