من
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:54
بچه که بودم، فکر میکردم «بالای چشمات ابروِ» یه جور فحش هست! بهم که میگفتن بالای چشمات ابروعه بغض میکردم و ناراحت میشدم؛ و وقتی بهم میگفتن که تا میگیم بالای چشمات ابروعه اشکات درمیاد، فکر میکردم دارن غرورم رو مسخره میکنند! بزرگ که میشیم هم همینه هنوز! هنوز فکر میکنیم یه چیزهایی حرفهای بدی هستند و وقت...
فاز دو بشه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:53
یک روز هم میشه دیگه چک نمیکنی ببینی کی آنلاین بوده..
چاییام سرد شده! میشود آن را عوض کنم؟
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:53
داستان زندگی همه ما رو دور یک لیوان نوشتهاند! گردان؛ کثیف و عادی.در فاصله خوردن یک لیوان چای است که زندگی ما نیز به پایان میرسد؛ اولش داغ است و باید صبر کنیم کمی سرد و قابل خوردن شود؛ بعد از آن لحظات دلپذیری را میتوان با خوردن چای تجربه کرد و تهش هم تلخ و سرد؛ و تمام. زندگی تمام شد.همه دور لیوان آشک...
عصبانی از حقیقت پشت نقاب
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:53
آدمهای فراموشکار رو مسخره نکنید. ذهن و روح اونها خیلی بیشتر از بقیه رنج دیدند، تا تبدیل شدند به انسانهایی که الان هستند. دیروز کلا یادم رفت تعطیل رسمی هست؛ طبق معمول هم رفتم دانشگاه؛ جز خلوتی خیابونها و بسته بودن چندتا از درهای دانشگاه تغییر دیگهای ندیدم. نه اطرافم، نه تو زندگی روزانهام
عصبانی
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:53
با سلام؛ مردم عزیز! زندگی بقیه و بعضا فرزندانتان هم به شما ربطی ندارد. باتشکر و احترام
داستان دیگری از خانوم سیب و آقای گلابی
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:52
جای شما خالی چند وقت پیش آقای گلابی برای مدتی به سفر رفته بود. خانوم سیب هم بنا به دلایلی مجبور بود خانه بماند. نه که خدایی نکرده آقای گلابی مجبورش کرده باشد یا با خودش نبرده باشد! آقای گلابی خیلی به حقوق همسرش احترام میگذاشت و وقتی خانوم سیب نتوانست در سفر همراهیش کند او را درک میکرد. در این مدت دل...
زندگی وارونه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:52
زندگیام جدیدا خیلی مسخره شده! کارهایی کا میخوام بکنم رو نمیکنم و کارهایی که نمیخوام بکنم یهو ازم سر میزنن. مثلا همین الان فهمیدم درسی که نمیخواستم رو برداشتم! و درسی که میخواستم بردارم رو برنداشتم! :-| و این مدت اشتباهی دارم میرم سر همین درسی که برنداشتم... بقیه زندگیام هم شده همین! کاری که دوست ندا...