باورم نمیشد دوباره به این روز برگردم
بعضی روزها برای من طعم و بوی مشخصی دارند... مشخص و تکراری
و من میدونم آخر امروز چطور خواهم بود
و میدونم چطور باید روزم رو به بهترین حالت ممکن تموم کنم
همه چیزش رو قبلا یاد گرفتم
و الان فقط یک گوشه میشینم و نگاه میکنم که چطور میگذره...
پینوشت: امروز به دانشگاه آلبرتا گفتم نمیام... بالاخره تصمیم گرفتم!