قول دادم به خودم هر چیزی که خیلی عجیب بود رو اینجا بنویسم؛ هفتهی پیش یک مسافرت کوچیک رفتم، درسته مقصدش جای آشنا بود و کل پروسه از بیرون مسافرت دیده نمیشد ولی برای من همین هم خیلی بزرگ بود.
درسته که من چندین سال هست مستقل شدم و شهر دیگهای زندگی میکردم ولی این مدلیش جدید بود.
این مدلی که روز قبل تصمیم بگیری با دوستت بزنین بیرون و دو ساعت تو جاده باشین.
این مدلی که دیگه حتی یادت میره خبر بدی به بقیه.
شاید ه کسی نتونه تفاوتی که میگم رو درک کنه؛ خیلی بستگی به خونواده داره که اینو زودتر در اختیار بچهها بذاره یا نه؛ ولی برای خونوادهی من این تفاوت خیلی خیلی مشخص و واضح هست.
مدلی که باعث شد بالاخره حس کنم یک مرحله بزرگتر شدم و یک مرحله مستقلتر.
برچسب: استقلال,
نویسنده: پویان پورحسین