همیشه از نزدیک شدن به تولدم بدم میومد، امسال بیشتر از هر سالی ناراحتم. تولد رو دوست ندارم چون با بنیاناش که چرا باید یکی برای خودش جشن بگیره مشکل دارم و راستش من کسی رو ندارم که برام بخواد تولد بگیره.
دوستهایی رو دارم که احتمالا از طرفشون هدیه میگیرم و خب بابتش قدردان هستم اما راستش همون دوستام رو هم مطمئن نیستم چقدر از ته دلشون میخوان که برام هدیه بگیرن و چقدر به خاطر انتظارهای اجتماعی هست...
تا دیروز نفهمیده بودم تولدم کدوم روز از هفته میشه و چون تاریخ هر روز رو نمیدونم خوشحالکننده بود برام که خب میاد و نمیفهمم و بی سر و صدا میگذره...
ولی متاسفانه استادم یک ددلاین گذاشت اون روز و الان میدونم دیگه چند شنبهاس! انقدر که تکرار کرد جمعه جمعه جمعه
هنوز ۷ روز مونده، امیدوارم باز یادم بره که جمعه بود...
پینوشت: منم پیر شدم
برچسب:
نویسنده: پویان پورحسین